BLACK LINE

دلنوشته

BLACK LINE

دلنوشته

پنجرهء چشمای تو وقتی به چشمام وا میشه

پنجرهء چشمای تو
وقتی به چشمام وا میشه
نمی دونی تو وجودم که چه غوغای میشه
لحظه ای که تو با منی
آتیش به جونم میزنی
گور میگره جون وتنم
وقتی که میگی با منی
نه می تونم بگم برو
نه می تونم بگم بمون
آخه من اینجام رو زمین
تو ولی اوج آسمون
بیشتری از یه آرزوفراترازیه خواستنی
عشق تو تو خون من این عشق ناگسستنی
وقتی که چشمات خیس شدن
طهارت عشق ودیدم
زمزمه های قلبتو با گوش دل شنیدم
یه سایه پا به پای من
به خوب بد راضی شدی
با من دیونه ترین چه ساده
هم بازی شدی
نه می تونم بگم برو
نه میتونم بگم بمون
آخه من اینجام رو زمین
تو اوج اوج آسمون  

طلسم وباید بشکنیم ماهم بشیم مثل همه

طلسم وباید بشکنیم
ماهم بشیم مثل همه
حال که بی وفای ما بی وفا تر از همه
هیچکسی غیر از خود مابه داد ما نمیرسه
عاشقی هاروهم دیدیم به هوسه یه بار بسه
عاشقی تو دورهءما والا سروته نداره
چیز به این بی ارزشی چهچه و بهبه نداره
کویر خشک دلمون دیگه زدهزار ترک
غم دیگه بسه نازنین
هر کی نمونده به درک
چاکر هرچی با مرام مخلص هرچی با وفا
دربدروهلاک همدم پاک وبا صفا
خلاصه این که نازنین گذشته هارو بی خیال
پروازو عشق با وفا
حتی بدون پروبال
عاشق تو دورهءما والا سرو ته نداره
چیزبه این بی ارزشی چهچه و بهبه نداره
کویر خشک دلمون دیگه زد هزار ترک
غم دیگه بسه نازنین هرکه نمونده به درک
طلسم وباید بشکنیم ما هم بشیم مثل همه
حالا که بی وفای ما بی وفا تر از همه
هیچکسی غیرازخود ما به داد ما نمیرسه
عاشقی هارو هم دیدیم به هوسه یه بار بسه
عاشقی تو دورهءما والا سر وته نداره
چیز به این بی ارزشی چهچه و بهبه نداره
کویر خشک دلمون دیگه زده هزار ترک
غم دیگه بسه نازنین هرکی نموندش  

ساغر مستی من

ساغر مستی من
همهءهستی من
مثل یه کبوتر عشق
نشستی ای دل من
همهءبود ونبود
بهترین شعرو سرود
تو عزیزی
واسهءکویر قلبم مثل رود
شب روزم
سازوسوزم
خط به خط غزل غزل
تورو خوندن با تو موندن
دل به دل بقل بقل
تو به شیبایی عشقی نه ذلالی نگام
همسفر با من دیونه
تا انتهای راه
ساغر مستی من
همهءهستی من
مثل یه کبوتر عشقی نشستی دل من
همهءبودونبود
بهترین شعروسرود
تو عزیزی
واسهءکویرقلب مثل رود

شعر هر کی رو می بینی یه جوری شاکیه از رضا صادقی

هر کی رو می بینی یه جوری شاکیه
دنیا رو بی خیال بابا کی به کیه
بی خودی غم نخور خودت وگیر نده
عمرتو دست لحظه های پیر نده
عمر دو روز نزار بسوزه
یک کاری نکن
دلت چشمشو به در بدوزه
گریه رو بس کن
حال وروزت عوض کن
اسب سیاه قصه تو تازه نفس کن
تا وقتی نبض قلب تو می خونه آواز
بدون میشه هر تمومی بشه آغاز
هر روز که از خواب پا میشی یه روز تازست
دنیا رو خوب دیدن
یه کار خیلی سادست
نگو دیگه نمیشه نگو زده به ریشه
واسهءساختن از نو فرصتی هست همیشه
نگو از ما گذشته نگوراهی نمونده
نگو برای راه تاریکم دیگه ماهی نمونده
هرکی رو میبینی یه جوری شاکیه
دنیارو بی خیال بابا کی به کیه
بی خودی غم نخور دلت رو گیر نده
عمرتو دست لحظه های پیر نده
عمردوروزه نزاربسوزه
یک کاری نکن دلت چشمشو به در بدوزه
گریه رو بس کن حال وروزت وعوض کن
اسب سیاه قصتو تازه نفس کن  

شعر نمی دونم که تورو نفرین کنم یا این دلم از رضا صادقی

نمی دونم که تورو نفرین کنم یا این دلم
نمی دونم که تو حل مشکلی یا مشکلم
با تو عاشقانه بودم پس چرا
حسرت یه روز عشق موند به دلم
با تو شاهنامه بودم نه یک غزل
با تو رودخونه بودم نه یک قنات
یهروزی من وتو بودیم حالا
من وتنهای ویک عمر خاطرات
تو رفتیوسهم ما سفر شد
دل آروم ما دربدرشد
ندونستم چرا مرغ عشقم توی عاشقی بی بال وپرشد
توی این غربت پر هول وهراس
دارم عین ماهی ها جون می کنم
خستم از تظاهر ایستادگی
جای دندون هزارها رو تنم
نه کسی میدونه که من چی میخوام
نه خودم دونستم عیب کار کجاست
تا به هرکی میگه عاشقی چیه
میگه بگذرعلشقی تو قصه هاست
تو رفتیوسهم ما سفر شد
دل آروم ما دربدرشد
ندونستم چرا مرغ عشقم
توی عاشقی بی بال وپر شد