پنجرهء چشمای تو
وقتی به چشمام وا میشه
نمی دونی تو وجودم که چه غوغای میشه
لحظه ای که تو با منی
آتیش به جونم میزنی
گور میگره جون وتنم
وقتی که میگی با منی
نه می تونم بگم برو
نه می تونم بگم بمون
آخه من اینجام رو زمین
تو ولی اوج آسمون
بیشتری از یه آرزوفراترازیه خواستنی
عشق تو تو خون من این عشق ناگسستنی
وقتی که چشمات خیس شدن
طهارت عشق ودیدم
زمزمه های قلبتو با گوش دل شنیدم
یه سایه پا به پای من
به خوب بد راضی شدی
با من دیونه ترین چه ساده
هم بازی شدی
نه می تونم بگم برو
نه میتونم بگم بمون
آخه من اینجام رو زمین
تو اوج اوج آسمون
طلسم وباید بشکنیم
ماهم بشیم مثل همه
حال که بی وفای ما بی وفا تر از همه
هیچکسی غیر از خود مابه داد ما نمیرسه
عاشقی هاروهم دیدیم به هوسه یه بار بسه
عاشقی تو دورهءما والا سروته نداره
چیز به این بی ارزشی چهچه و بهبه نداره
کویر خشک دلمون دیگه زدهزار ترک
غم دیگه بسه نازنین
هر کی نمونده به درک
چاکر هرچی با مرام مخلص هرچی با وفا
دربدروهلاک همدم پاک وبا صفا
خلاصه این که نازنین گذشته هارو بی خیال
پروازو عشق با وفا
حتی بدون پروبال
عاشق تو دورهءما والا سرو ته نداره
چیزبه این بی ارزشی چهچه و بهبه نداره
کویر خشک دلمون دیگه زد هزار ترک
غم دیگه بسه نازنین هرکه نمونده به درک
طلسم وباید بشکنیم ما هم بشیم مثل همه
حالا که بی وفای ما بی وفا تر از همه
هیچکسی غیرازخود ما به داد ما نمیرسه
عاشقی هارو هم دیدیم به هوسه یه بار بسه
عاشقی تو دورهءما والا سر وته نداره
چیز به این بی ارزشی چهچه و بهبه نداره
کویر خشک دلمون دیگه زده هزار ترک
غم دیگه بسه نازنین هرکی نموندش
ساغر مستی من
همهءهستی من
مثل یه کبوتر عشق
نشستی ای دل من
همهءبود ونبود
بهترین شعرو سرود
تو عزیزی
واسهءکویر قلبم مثل رود
شب روزم
سازوسوزم
خط به خط غزل غزل
تورو خوندن با تو موندن
دل به دل بقل بقل
تو به شیبایی عشقی نه ذلالی نگام
همسفر با من دیونه
تا انتهای راه
ساغر مستی من
همهءهستی من
مثل یه کبوتر عشقی نشستی دل من
همهءبودونبود
بهترین شعروسرود
تو عزیزی
واسهءکویرقلب مثل رود
هر کی رو می بینی یه جوری شاکیه
دنیا رو بی خیال بابا کی به کیه
بی خودی غم نخور خودت وگیر نده
عمرتو دست لحظه های پیر نده
عمر دو روز نزار بسوزه
یک کاری نکن
دلت چشمشو به در بدوزه
گریه رو بس کن
حال وروزت عوض کن
اسب سیاه قصه تو تازه نفس کن
تا وقتی نبض قلب تو می خونه آواز
بدون میشه هر تمومی بشه آغاز
هر روز که از خواب پا میشی یه روز تازست
دنیا رو خوب دیدن
یه کار خیلی سادست
نگو دیگه نمیشه نگو زده به ریشه
واسهءساختن از نو فرصتی هست همیشه
نگو از ما گذشته نگوراهی نمونده
نگو برای راه تاریکم دیگه ماهی نمونده
هرکی رو میبینی یه جوری شاکیه
دنیارو بی خیال بابا کی به کیه
بی خودی غم نخور دلت رو گیر نده
عمرتو دست لحظه های پیر نده
عمردوروزه نزاربسوزه
یک کاری نکن دلت چشمشو به در بدوزه
گریه رو بس کن حال وروزت وعوض کن
اسب سیاه قصتو تازه نفس کن
نمی دونم که تورو نفرین کنم یا این دلم
نمی دونم که تو حل مشکلی یا مشکلم
با تو عاشقانه بودم پس چرا
حسرت یه روز عشق موند به دلم
با تو شاهنامه بودم نه یک غزل
با تو رودخونه بودم نه یک قنات
یهروزی من وتو بودیم حالا
من وتنهای ویک عمر خاطرات
تو رفتیوسهم ما سفر شد
دل آروم ما دربدرشد
ندونستم چرا مرغ عشقم توی عاشقی بی بال وپرشد
توی این غربت پر هول وهراس
دارم عین ماهی ها جون می کنم
خستم از تظاهر ایستادگی
جای دندون هزارها رو تنم
نه کسی میدونه که من چی میخوام
نه خودم دونستم عیب کار کجاست
تا به هرکی میگه عاشقی چیه
میگه بگذرعلشقی تو قصه هاست
تو رفتیوسهم ما سفر شد
دل آروم ما دربدرشد
ندونستم چرا مرغ عشقم
توی عاشقی بی بال وپر شد