BLACK LINE

دلنوشته

BLACK LINE

دلنوشته

هنوزم کوچهءدیوارمابوی توداره


نگاهاوبوسه های شب رویاد من میاره
شب میلاد من بودوتوهم بودی دوباره
شبی تاریک وچشمای توتک ستاره
تموم دنیاوبزرگی هاش فقط یه کوچه
تموم کوچه پنجره هاش شاهد ما بود
گرفتم دستتوگفتی با چشمات عاشقم هستی
آخه چشمای ناز تو برام آسمونا بود
همه روح ودل جونم کلیدقفل زندونم
دل تو عمریه خسته است
تو چشمات اینو می خونم
مسه ابر مسه بارون
واسه کویر خشکیدم
یه دنیا عشق یه دنیانورتویه برق چشا ت دیدم
نه امروزی نه دیروزی مثل نفس توهرروزی
مثل شمعه ای واسه خوبی میسازیومیسوزی
غمش با من خوشیش باتو
تمام دلخوشیش با تو
هنوزم روتنم مونده بوی عطرنفسهاتو
هنوزم کوچهءدیدارمابویتوداره
نگاهاوبوسه های شب رویاد من میاره
شب میلاد من بودوتوهم بودی دوباره
شبی تاریک اما چشمای توتک ستاره
تموم دنیاوبزرگی هاش فقط یه کوچه
تمام کوچه وپنجرهاش شاهد مابود
گرفتم دستتوگفتی با چشمات عاشقم هستی
آخه چشمای ناز تو برام آسمونا بود

ما چون دو دریچه روبروی هم


آگاه زهر بگومگوی هم
هرروز سلاموپرسش وخنده
هر روز قرار روز آینده
عمر آینهءبهشت
اماعمر می شد شب روز پیروهی کوتاه
اکنون دل من شکسته او خسته است
زیرا یکی از دریچه ها بسته است
چون مهر فسون نما جادوکرد
نفرین به سفر که هر چه کرد او کرد
ما چون دو دریچه روبروی هم
آگاه ز هر بگومگوی هم
هر روز سلام وپرسش وخنده
هرروزقرار روز آینده 

 

نمی تونم نمی تونم خنده کنم

دلم رو از خوشی آکنده کنم
آخه تنهام آخه تنهام
یه آشنا سنگ صبویه کس می خوام
دیگه دارم خفه میشم نفس می خوام
آخه تنهام آخه تنهام
توی دل صحرا عمق دریاپی توگشتم وندیدمت
روی خط کتابوتوی تب وتابا
پی توگشتمو ندیدمت
تا اینکه دونستم دنبال تو باید با چشم دل می گشتم
تا وقتی خدا جون ضامن امیده
توی صاحل می گشتم
آره دیگه دونستم که تو کس نیستی
نفس نیستی نه هوس نیستی
همه جا هستیو هیچ جا نیستی
رمز امیدی صبح سپیدی عشق ونویدی خدا جون
زندونی دردم فقط توی تو
کلید قفل این زندون
نمی تونم نمی تونم خنده کنم
دلم رو از خوشی آکنده کنم
آخه تنهام آخه تنهام
یه آشنا سنگ صبوریه کس می خوام
دیگه دارم خفه میشم نفس  

نه به فردایی پر ازخاطره می اندیشم


نه به دنیای پر ازحادثه می اندیشم
نه به خویش ونه به آری
نه به پایز وبهاری
نه به امواج پر ازآینه می اندیشم
نه به این بار گران
نه به این آب روان
نه به این ونه به آن به تو می اندیشم
نه به تخت ونه به زینت
دل نبستیم بر زمینت
نه به جان و نه به این تن
به تو می اندیشم گل من
با تو عاشقم همیشه
توی برگ وتوی ریشه
کردی ای سادهءعاشق
تو تنم عشق تو ریشه
زندگی بی تو نمیشه
با منی تو تا همیشه
نه به تخت ونه به زینت
دل نبستم بر زمینت
نه به جان ونه به تن به تو می اندیشم گل من  

اونی که یه عمر ایستاده منم


اونی که واسه تو جون داده منم
اونی که می گردو می خونه
واسه مردم تو غمش شاد منم
اونی که قلندر شهرو کارش به کسی نیست
توی این شهر به این بزرگی یک همنفسی نیست
اونی که ندیده جز تویاوروهمدم مونس
جز توای خدای خوبم تو وجود من کسی نیست
اونی که همیشه همرازدلم بود تویی
اونی که فقط دلم پیش تو آسود تویی
اونی که به خاطرت با همه جنگید منم
اونی که واسهءتوازهمه ستم دیده منم
اونی که قلندر شهروکارش به کسی نیست
توی این شهر به این بزرگی یک همنفسی نیست
اونی که ندیده جز تویاور وهمدم ومونس
جز توای خدای خوب من
تو وجود من کسی نیست
اونی که یه عمر ایستاده منم
اونی که واسهءتو جون داده منم
اونی که می گردومی خونه
واسه مردوم تو غمش شاد منم