BLACK LINE

دلنوشته

BLACK LINE

دلنوشته

جملهءمن عاشقم این روزا تکراری شده

یه بهونه واسهءگزاربی کاری شده
عاشقی گمشدوعشق دیگه
اون هویت قدیمونداره
فکر نکن که عاشقی یه لحظه خیره شدن
روزوشب نالیدنه سوگلیم خوابیدن
رنگ وزیبای ملاک عشق نیست
عشقی که ازرنگ وزیبای بیاد
اون عشق نیست
یه نسیم گذرونه
عاشقی سوز درونه
عشق مثل پر پروانه لطیفه
مثل شبنم پر پاکی
مثل دریا وسیع سر به زیروبی رقیبه
خیلیا فکر مکنن که عاشقی
گفتن جملهءدوست دارمه
هرکی رودیدن آب ورنگ داره
زود میگن این خودش
اون یارم
دلدارمه
ماه شب تارم  

گل سنگه گل سنگه


دلم واسهءگلم تنگه
گل پونه گل پونه
دل بی تو توزندونه
گل لاله گل لاله دلم بی پروبی باله
گل مریم گل مریم سهر پی تومی گردم
گل یاسمن گل یاسمن
شبا شوق دل وتوبامن
گل شبوگل نازم واست ترانه می سازم
من وسجاده وگل روز
من ولاله ورازونیاز
من وطلوع تازهءنور
من وبلبل سنگ صبور
منم فرهاد کو تیشه
شب من کی سهر میشه
من ودو عاشق زرین
من وباغ گلی شیرین
گل سنگه گل سنگه دلم واسهءگلم تنگه
گل پونه گل پونه
دلم بی تو توزندونه
گل لاله گل لاله دلم بی پروبی باله
گل مریم گل مریم
سهر پی تو می گردم  

قاصدک آنچه خبرآوردی


ازکجا ازکه خبرآوردی
خوش خبر باشی امااما
گردناباور من بی ثمر می گردی
انتظارخبری نیست مرا
نه زیاری نه زهر یاردگر
بروآنجا که بودچشم وگوشی باکس
برو آنجا که تورا منتظرند
قاصدک دردلمن همه کورندوکرند
دست بردار ازاین در وطن خویش قریب
حاصل تجربه های همه تن
بادلم می گوید
تودروغی تو دروغ تو فریب توفریب
راستی آیا جای خبری هست هنوز
مانده خاکستر گرمی جای
در اجاقی طمعه عشق شعله نمی ورزد
خردک چمنی هست هنوز
قاصدک ابرهای همه عالم شب وروزدر دلم می گرید
قاصدک آنچه خبر آوردی
از کجا از که خبرآوردی
خوش خبرباشی امااماگردناباورمن بی ثمرمی گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه زیاری نه زهر یار دگر
برو آنجا که بود چشم گوشی با کس
بروآنجا که تورا منتظرند
قاصدک دردل من همه کورندو کرند  

یکی دست گل واسش دل خوشیه


یکی عادتش برادر کوشیه
یکی زاغ مردوموچوب میزنه
یکی از داغ دلش جون می کنه
یه نفر خواب روتخت نقره کوب
یکی حیرون روی دریای جنوب
یکی زندگی روزیبا می بینه
یکی اماخودشوتنهای تنها می بینه
آره این رسم میون آدما
یکی داروغو یکی داروغه شه
نمیشه رسمشون وعوض کنی
اگه حتی آسمون وارونه شه
حالا حرف منبا اون دسه ای
که هنوزعاشقنویکه سوار
جون هرچی مرده طاقت بیارین
که بریم باهمدیگه از این دیار   

تو همه چارهءمن


من همه بیچارهءتو
تو همه پارهءتن
تن همه آوارهءتو
توخودت شوق منی
شوق منم دیدن تو
شاهد اشک منی
من مست خندیدن تو
نه میادبه جون من
شادومادش بشه دلت
همیشه شعروصدام کم میاره تو گفتنت
اگه از دنیا کمی به قیمت جون بزارم
کاش می شد خندهاتو پشت نقابی بزارم
یک کلام ختم کلام برق نگاهی نداری
حالا دستم بگیر دیگه آبرو نریز